سلام بعد از مدتها اومدم

از احسان عزیز خیلی خیلی ممنونم که با پست قبلی دوستیشو بهم نشون داد
اپ امروز با روزای دیگه خیلی خیلی فرق می کنه

من تو این مدت که نبودم راستش ... خجالت می کشم بگم...من ... من دیوونه شده بودم حسین که تنهام گذاشت شوک بدی بهم وارد شد یک دیقه خنده بعد گریه اما خوب شدم
با سپر سنگی عشق ممنوع
یکی از شعرامو می خوام واستون بنویسم
سلام ستاره ی قشنگ شبهام به خدا بی تو دیگه من بی معنام
خدا رو تو شبا صدا نکردی یاد دل منو رها نکردی
خوندی و از قصه ی ما گذشتی نامه ی تلخو بی صدا نوشتی
منو رها کردی و رفتی غربت خواستی بذاری رو دلم یه منت؟
من رفتم و تو هم شدی مسافر این بود همون لحظه ی مونده خاطر
من تو رو بی صدا نفس زدم باز تو منو بی صدا شکستی ...پرواز
چند دادی زهره ی منو خریدی؟ بعدش بدون هیچ کلام پریدی؟
زهره ی من پیش کش چشم نازت نمی خوام باز بیام توی خیالت
رویای شیرین قشنگ زردم حالا رفته زیر یه کوله ی غم
جاده تورو صدازد و تو رفتی منو کنار گذاشتی اخ چه مفتی
عشق قشنگ رنگ پاییز کجاست؟ این عشق به خدا می گم کیمیاست
می خوام تورو نگه دارم تو قلبم چونبی تو این دل باز میره توی غم
برو ولی بدن که چشم نازت منو بازم نخونده توی راهت
جواب تو لازم راه من نیست چاره واسه دل شکسته کم نیست
خدا تورو راهی قصه ها کرد منو رها تو جاده ی وداع کرد...



خوب دیگه بازم معذرت می خوام
احسان خدایی خیلی ماهی راجع به اون جریان که گفتی متاسفم عزیزم بهترشم می تونی پیدا کنی
قربون همتون زهره شیطون دوم یا اول؟
