تبليغاتX
ماجراهای دوتا شیطون

ماجراهای دوتا شیطون

شیطون شماره یک احسان ناقلا شیطون شماره دو زهره اسمونا

                                                       

سلام خوبيد بچه ها ...

اميدوارم تابستون خوبي رو تا حالا پشت سر گذاشته باشيد

راستي همتون درس خونيد مثل من

 

اما از زهره  بگم ...؟  خيلي گناه داره آخه 5 تا تجديد آورده

آخه؟ تنبل درس نمي خونه ...

هوشش خوبه ها اما زحمت نمي كشه

 من اينقدر بهش رياضي ياد دادم اما آخر ...؟

ميدونيد نمره رياضيش چند شده ...؟ 6.5

خوب حقشه حالا كه تو شهريور نشست همش درس خوند ميفهمه

تا ديگه خوب درس بخونه

الانم رفته سفر . اميدوارم هرجا هست خوش باشه

دعا كنيد تو امتحاناتش قبول بشه

ممنون از همتون ... اوقات خوبي داشته باشيد

 

love

 

+ نوشته شده در  86/05/21ساعت 13:20  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

بادا بادا...

عاشقانه تر از دیروز:"سلامممممممممم"

خوبین؟ خوشین؟

خوب خداراشکر

این احسان اقای ما معلوم نیست کی تایرشو پنچر کرده این ورا نمیاد

چی کار کنیم دیگه باید حالشو بگیرم

خوب ماجرا بر می گرده به سه روز پیش که می خواستم با دوستام برم بیرون این احسان اقای کوشمولو گیر داد که منم می خوام بیام

خلاصه منم دلم سوخت و با خودم اوردمش رفتیم پارک یه دفعه دیدم یکی داره مثه زلزله ی ۸ ریشتری (لیشتری؟) منو تکون میده نیگا کردم تا اقا احسانه

از یه دختر خوشش اومده بود منم دست به کار شدم رفتم جلوبعد از احوالپرسی ماجرا رو به دختره گفتم اونم خندید :"این احسان شما خیلی خجالتیه هااااااا ولی باشه قبولش دارم"

بادا بادا مبارک بادا ایشاالله مبارک بادا

                           این حیاط و اون حیاط میارن نقل و نبات

بر سر عروس و دوماد ....

مبارک باشه ایشالله

                                                      شیطون اول زهره

+ نوشته شده در  86/05/17ساعت 8:56  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

قربون خدا برم

سلام بعد از مدتها اومدم

از احسان عزیز خیلی خیلی ممنونم که با پست قبلی دوستیشو بهم نشون داد

اپ امروز با روزای دیگه خیلی خیلی فرق می کنه

tanhayam

من تو این مدت که نبودم راستش ... خجالت می کشم بگم...من ... من دیوونه شده بودم حسین که تنهام گذاشت شوک بدی بهم وارد شد یک دیقه خنده بعد گریه اما خوب شدم

با سپر سنگی عشق ممنوع

یکی از شعرامو می خوام واستون  بنویسم

سلام ستاره ی قشنگ شبهام            به خدا بی تو دیگه من بی معنام

خدا رو تو شبا صدا نکردی                  یاد دل منو رها نکردی

خوندی و از قصه ی ما گذشتی            نامه ی تلخو بی صدا نوشتی

منو رها کردی و رفتی غربت               خواستی بذاری رو دلم یه منت؟

من رفتم و تو هم شدی مسافر           این بود همون لحظه ی مونده خاطر

من تو رو بی صدا نفس زدم باز           تو منو بی صدا شکستی ...پرواز

چند دادی زهره ی منو خریدی؟          بعدش بدون هیچ کلام پریدی؟

زهره ی من پیش کش چشم نازت      نمی خوام باز بیام توی خیالت

رویای شیرین قشنگ زردم               حالا رفته زیر یه کوله ی غم

جاده تورو صدازد و تو رفتی               منو کنار گذاشتی اخ چه مفتی

عشق قشنگ رنگ پاییز کجاست؟      این عشق به خدا می گم کیمیاست

می خوام تورو نگه دارم تو قلبم         چونبی تو این دل باز میره توی غم

برو ولی بدن که چشم نازت            منو بازم نخونده توی راهت

جواب تو لازم راه من نیست            چاره واسه دل شکسته کم نیست

خدا تورو راهی قصه ها کرد             منو رها تو جاده ی وداع کرد...

                            

خوب دیگه بازم معذرت می خوام

احسان خدایی خیلی ماهی راجع به اون جریان که گفتی متاسفم عزیزم بهترشم می تونی پیدا کنی

قربون همتون                           زهره شیطون دوم یا اول؟

+ نوشته شده در  86/05/11ساعت 10:10  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

                                                         

اگه يه روز عشقت تنهات گذاشت ناراحت نشو

چون خودش ميدونسته لياقت گلي مثل تورو نداره

 

zohre

 

+ نوشته شده در  86/04/20ساعت 0:0  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

نمیدونم چی بگم ...

سلا م م م م م 

امروز بايد جواب 2 تا آپ قبلي رو بدم

اولا من هميشه شاگرد زرنگ بودم ...؟ هميشه همه نمره هام مثل انظباطم 20 بود!!!!!!؟

هيچ وقتم سر كسي نخواستم كلاه بزارم ....؟

بزاريد از دوران مدرسه زهره بگم ....!!!!!؟؟؟؟؟

زهره اينقدر تنبل و فوزول و بازي گوشه كه نمي دونيد؟ هميشه معلما ميندازنش بيرون....؟

هميشه ميومد به من ميگفت احسان تو رو خدا به خاطر من  (منم كه خيلي مهربون و ساده )...؟

بيا امروز مدرسمون به عنوان داداشه بزرگم  ...  به خانم مديرمون بگو امروز قراره بريم مهموني خونه فاميلا !!!!؟

اجازمو بگير تا نرم سر كلاس ... ؟

 نمي دونيد ...؟

هر وقت خانم مديرشون منو ميديد  ...  !!!  ؟؟؟ اينقدر خوشحال ميشد كه نگو ...؟

به من ميگفت دست تون درد نكنه ...  اين زهره خانوم رو ببريد  ، مدرسه رو گذاشته رو سرش...؟

ديگه هر وقت من ميرفتم ميگفت اجازه نميخواد، بر يد ....؟  از خداش بود ...؟ آخه ديگه از دست زهره راحت ميشد

 زهره اينطور آدميه ...  خدا به اطرافيانش صبر تحمل زهره رو بده

...

 راجب آپ دوم فقط اينو ميتونم بگم::: ؟

(زهره)

يه دختر تنها  ...   با يه آسمون ترديد

به يك نفر دل بست   ...    ازش خيانت ديد

...

عاشقي

 

 

شيطون دوم احسان  

 

+ نوشته شده در  86/04/18ساعت 14:0  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

:خدایا:

سلام بچه ها امروز می خوام یه کم درد دل کنم و دست از سر احسان بردارم

راستش نمی دونم از کجا شروع کنم از روز اشنایی یا روز وداع از حال الانم که دارم گریه می کنم یا روزی که از شادی داشتم فریاد شادی سر می دادم

من خیلی دوسش داشتم اونم عاشقانه به من عشق می ورزید اخه چرا خدا خوشی بنده هات ناراحتی توه؟؟ چی بگم

نمی دونم چی شد گفت دیگه نمی خوامت

من دوستش داشتم خدایا مگه نمی گفت عشق ما مقدسه

مگه نمی گفت من بی تو میمیرم

س حالا چی؟؟

من تنها

اون با همه؟

من بی کس

اون سرش شلوغ؟

من دل شکسته

اون شاد شاد؟

انصافه؟

خدایا فقط حرف گردن کلفتای بی احساسو می شنوی و قبول داری؟

پس بی کسا چی؟

مگه تو مرحم دل بی کسا نیستی؟ منم یه بی کس

ای فریاد رس به فریاد دل منم رسیدگی کن دیگه

به خدا شکستم

امروز برای چهارمین بار دلم شکست

بازم می گیصبوری؟

باشه "صبوری"

ولی بدون تو دل من صبر ایوبی نیست

                               شیطون دوم زهره

+ نوشته شده در  86/04/17ساعت 10:13  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

.:خاطره:.

سلام خوبین؟من عالیم شارژ شارژ اخه احسان امروز یه کم مواد داد کشیدیم رفتیم تو فضا

خوب امروز می خوام در مورد کارنامه ی احسان صحبت کنم البته کارنامه ی اخلاق که نه (چون همش (۰)) خوب کارنامه ی درسیش

یادمه کلاس اول دبستان بود که گیر داد زهره جون من تو بیا جای من امتحان بده

گفتم بابا مگه من پسرم یه چیزی بگو حداقل جور در بیاد

نمی دونستم چی بگم والله کم اوردم خوب اومدم یه کار خوب واسش انجام دادم تا از امتحان معاف بشه

اره خلاصه اومدم یه شاه کار انجام دادم

یه بسته ی کمک های اولیه اوردم و دستاشو بند پیچی کردم

اونم که زبون نداشت با معلمش حرف بزنه منم او زما نیم وجب بودم و رفتم جلو معلمه اینقدر ازم خوشش اومد خواستگاری کرد منم گفتم :"خانم من فعلا قصد ازدواج ندارم"

اینم یکی از فداکاری های من که واسه احسان انجام دادم

از اون به بعد احسان مدیون منه

البته به روش خودم نمیارم

این احسان اقا تا می تونه دروغ میگه بابا هی می گه کی بیام خواستگاری می گم تو که می دونی بابام از اسم احسان چندشش میشه بی خیال شو منم که قصد ازدواج ندارم می گه :زهره من بی تو میمیرم"

عشقه دیگه ولی خداییش دیوونست اخه دو روز پیش رفته بود وسط چهار راه وایساده بود می گفت ای ملت من می خوام خودمو واسه زهره بکشم تا اون مال من بشهالبته اون روز قرصاشو نخورده بوداااااااااااا

راستش امروز خیلی دلم گرفته بو حتما نفرین احسان کارساز شده ...

واسم دعا کنید تا شاید خبری ازش بیاد

یا حق

                                              شیطون دوم زهره

خدایا نظر بدن

+ نوشته شده در  86/04/16ساعت 18:3  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

زهره !!!!!!!

 

سلام خوب هستيد 

 

اولا بگم همش دروغ مينويسه....؟

 

بايد اسم زهره رو بزاريم زهره ي دروغ گو (مثل چوپان دروغ گو ).؟

 

من كه ازش عكسي ندارم...(يعني...) آخه اينقدر زشته كه تو آلبومم نذاشتمش ....؟

 

آخه يه وقت يكي مي بينه ميگه اين كيه ...؟ اونوقت من چي بگم ....؟

 

برا همين كلي گشتم تا 3 تا عكس ازش پيدا كردم ...؟

 

الان يكي شو ميذارم ببينيد ...؟

 

hal kon

خدايش آدم وقتي مي بينش بايد كفاره بده !!!؟

 

يادتون نره كفاره بدين ...؟وگرنه واي واي واي...؟

 

حالا خودتون بگيد گوگوش اگه اين شكلي بود ....؟   !!!!!!!؟ مي رفت مريخ تا كسي نبينش ...؟

 

نه زيادم زشت نيست خوب هركي يه جوره ...؟

 

در ضمن ...!!!!!!؟؟؟؟؟؟

 

من هيچ وقت ابرازه علاقه اي بهش نكردم  ...

 

اينا رو ميگه كه بدونيد خيلي خيلي خاستگار توپ مثل من داره....؟

 

ديده من تحويلش نمي گيرم خواسته كلك بزنه

 

مي بينيد چه دوره اي شده دخترا زوري زوري ميخوان ما پسرا رو به چنگ بيارن ...

 

من كه ديگه نمي دونم چي بگم بايد از نزديك ببينيدش تا بفهميد ... قدر زيبايي رو....!!!!؟

 

من اگه سلام ميكنم ميخوام بهت ياد بدم ...كه تربيت بشي...

 

وگرنه خيلي كلمه هاي قشنگي بلدم اما تو كه تو سيكل موندي ...

 

چطور حرفاي يه كارشناس رو مي فهمي...؟

 

 گفتم كه بدوني كه نگي ندونسته گفت...؟

 

شيطون اول احسان

 

love

 

 

+ نوشته شده در  86/04/15ساعت 16:7  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

احسان!!

سلام خوبین؟

اول کلام بگم همش دروغه

خداییش قیافه ی من تقریبا مثه گوگوشه

می خوام عکس اقا احسانو بذارم تو وب تا دیگه از خودش تعریف نکنه

اینم عکس دو سالگی احسان(البته خوشکل ترینشو واستون اماده کردم)

اخی طفلی چه معصوم افتاده

احسان از این عکسای خوشکل داشتی و رو نمی کردی؟

خداییش خیلی معصوم افتادی وای ی ی ی

ببینم احسان عکس بزرگیاتو نشون نمی دی؟؟؟

وای بچه ها شما که نمی دونید این اقا احسان چقدر به من علاقه داره ولی من که اهمیت نمیدم چون لوس میشه دو هفته پیش اومده می گه:

البته عکسه رو کامپیوتری کار کردم قیافشو می بینید سکته نزنید

می بینید چه زمونه ای شده  تازه بلد شده بگه سلام

این حرفارو می زنه

احسان من کم نمیارمااااااااااااااااااااا

از ما گفتن بود

               شیطون دوم زهره

+ نوشته شده در  86/04/15ساعت 11:31  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  | 

اول سلام ميكنم


خدايش ديدين  اولين پستو چطور شروع كرد
يه جورايي از پشت بهم خنجر زد
غيبت من رو ميكني ؟؟؟
حالا وقت تلافيه!!!!!؟

اين زهره خانوم رو ديدين... يه زبون داره اندازه ي يه چوب گيلاس
از اخلاقش بگم خدايش مهربون و دوست داشتنيه
تازه بزاريد راجب تيپش بگم :؟
من كه موهاشو نديدم اما مشكيه و البته رنگ زرد ميكنه خيلي زيبا؟(قسمت جولوشو)؟
دوتا ابرو داره پرپشت كه اينقدر با دقت برداشته كه هلال ماه جلوش كم آورده..؟
دوتا چشم داره زيادم درشت نيست ... رنگ عسل ...؟
يه دماغ كوچولو  و قلمي... كه يه كم سر بالايه
از قدش بگم كه خيلي رعناس...؟
از اخلاقش بگم كه خيلي منطقيه و ساده و دلسوز ...؟
خيلي هم انتقاد پذيره...؟
يه قلب مهربون داره كه حتي به مورچه ها هم غذا ميده ...؟
هميشه آرزوهاش برا خودش نيست ... خوبيه ديگران رو ميخواد ...؟
از غيبتم خيلي بدش مياد ... ؟


توجه توجه


من در حالي اين حرفارو زدم كه تهديد به مرگ شده بودم...؟
افعال معكوسش درسته ....!!!!!!؟
دماغش !!!!!!  اندازه ي ديوار چينه ..؟
و....؟
  با تشكر شيطون اولي  احسان

 

من ميكشه  

+ نوشته شده در  86/04/15ساعت 1:42  توسط زهره اسموناو احسان ناقلا  |